گزیده‌ها

  1. آخرین اخبار
  2. پربیننده‌ترین
بیشتر بخوانید
بیشتر بخوانید

گزارش و مصاحبه

وصل نیکان

  • نحوه شناسایی شهید ادیبی از زبان پدرش

    این شهید گمنام چگونه خودش را معرفی کرد؟

    خانواده ما همیشه چشم به راه بود. گاهی اوقات می‌گفتیم نکند در بین اسیران باشد، اما همه اسیران آمدند و حمید ما نیامد. انتظار ما همچنان ادامه داشت تا اینکه سال گذشته شهید گمنامی را در دانشگاه علوم پزشکی کرمان دفن کردند. در آن زمان من در سفر حج بودم.
  • با شهدا....

    روایت شهید احمد کاظمی در مورد شهید حمید باکری

    دیگر نه نیرو می‌توانست برسد، نه آتش مقابله داشتیم، نه راهی برای رسیدن مهمات به خط. تصمیم گرفتم بمانم. احساس می‌کرم راه برگشتی هم نیست... که خمپاره شصتی آمد خورد کنارمان و ... دیدم حمید افتاد و ... دیدم ترکشی آمد خورد به گلوش و ... دیدم خون از سرش جوشید روی خاک
  • شهیدحسن شفیع زاده

    به یاد سرداران خاموش جنگ - او که گفت: هدیه‌ام را از خدا می‌گیرم

    یک روز قرار شد در جلسه‌ای از فرماندهان جبهه تقدیر شود. به سردار شهیدجسن شفیع‌ زاده- فرمانده توپخانه سپاه - هم یک تلویزیون دادند، اما او آن را نپذیرفت. به او گفتند: این هدیه را به همه ‌فرماندهان داده اند، تو چرا نمی‌گیری؟ گفت: ناخالصی بودن عمل یک نقطه شروع دارد.
  • شهادت پسرم، هدیه‌ای که از او دارم

    هدیه‌‌ شهدا برای مادرانشان - ای کاش در روز مادر پلاک تو را به من هدیه می‌دادند

    وقتی که قرار بود برای «مادر» هدیه‌ای بگیرند، با خواهرها و برادرها پول‌هایشان را جمع می‌کردند و می‌خریدند، از یک شاخه گل و یک جعبه شیرینی گرفته تا لباس و ظرف و ظروف و هر چیزی که مادرشان لازم داشت. آن روزها هم گذشت/ و اما مادران انتظاری که این